معرفی کتاب ظهور و قیام امام‌ مهدی (عج) و زمینه‌سازان آن

در کتاب ظهور و قیام امام‌ مهدی (عج) و زمینه‌سازان آن، روایات از آغاز قیام امام عصر (عج) از مکه تا برپایی حکومت کریمه را به تصویر کشیده‌اند. این روایات به گونه‌ای انتخاب شده‌اند که موارد تکراری در آن وجود ندارد و خواننده با خواندن همان مقدار حدیث به اطلاعاتی گسترده درباره این بخش از تاریخ زندگی بشر دست خواهد یافت.

دورانی سخت و پر آزمایش و فتنه که غالبا در کتاب‌های مهدوی از قلم می‌افتد؛ در حالی که نقشی تعیین کننده در ثبات جایگاه افراد در لشکر حضرت خاتم الاوصیاء (ع) یا لشکر دشمنان ایشان دارد. در این دوران (یعنی بین قیام تا برپایی حکومت) است که درهای توبه بسته می‌شود و افراد با ایمانی که پیش از آن کسب کرده بودند، صف خود را انتخاب می‌کنند. بنابراین خواندن وقایع پیش‌رو در این دوران، حائز اهمیت بسیاری است.

بحث درباره ظهور و قیام امام زمان (ع) یکی از موضوعات بسیار جذاب و امیدبخش برای مسلمانان، بلکه برای همه مستضعفان جهان است، در این باره روایات بسیاری از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نقل شده‌اند که شامل تمام دقایق و وقایع پیش از ظهور و زمان ظهور و قیام آن سرور عزیز و منجی موعود است.

کتاب ظهور و قیام امام‌ مهدی (عج) و زمینه‌سازان آن «بشارت به ظهور مبارک مصلح عالم» قلب آدمی را لبریز از وجد و اشتیاق فراوان برای وصال به آن بی‌نظیر عزیز می‌نماید.

در بخشی از کتاب ظهور و قیام امام‌ مهدی (عج) و زمینه‌سازان آن می‌خوانید:

امیرمؤمنان (ع) در نامه‌ای که چند روز پیش از جنگ صفین به معاویه نوشته است، در این باره چنین پیش‌بینی می‌فرمایند:

«… وَ إِنَّ رَجُلاً، مِن وُلدِکَ، مَشُونٌ مَلعُونٌ، جِلفٌ جافٌ، مُنکُوسُ القَلبِ، فَظٌّ غَلیظُ، قَد نَزَعَ اللهُ مِن قَلبِهِ الرَّحمَهَ وَ الرَّاقَهِ، أَخوالُهُ مِن کَلبٍ. کَاَنَّی أُنظُرُ إِلَیهِ، وَ لَو شِئتَ لَسَمَّینُهُ وَ ابنُ کَم هُوَ!. فَیَبعَثُ جَیشاً إلیَ المَدینَهِ فَیَدخُلُونَها فَیُسرِفُونَ فی‌ها فِی القَتلِ وَ الفَواحِشِ. وَ یَهرَبُ مِنهُم رَجُلٌ مِن وُلدی، زَکِیٌّ نَفِیٌّ، الَّذی یَملَأُ الأَرضَ قِسطاًَ وَ عَدلاً کَما مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً، وَ إِنّی لَأَعرِفُ اِسمُهُ وَ بنَ کَم هُوَ یَومَئِذٍ وَ عَلامَتَهُ، وَ هُوَ مِن وُلدِ اِبنی الحُسَین. وَ یَقتُلُ صاحِبُ ذلِکَ الجَیشِ رَجلاً مِن وُلدی زَکیّاً بَریئاً عِندَ أَحجارِ الزَّیتِ؛

گویی مردی را از نسل تو با چشم خود می‌بینم که مردی شوم، ملعون، پلید، خشن و درشتخوی است، که خداوند رحم و مروت را از دلش سلب کرده است. مادرش از خاندان کلب است. اگر بخواهی نام و نشان سن و سالش را بیان می‌کنم، سپاهی را به سوی مدینه می‌فرستد که در آن قتل و غارت و فحشای فراوان مرتکب شوند و مردی پاک و پاکیزه از تبار من از میان آن‌ها می‌گریزد و زمین را پر از عدل و داد می‌نماید، آن چنان که پر از ظلم و ستم شده است. او را نیز با نام و نشان و سن و سال می‌شناسم، که او از نسل پسرم حسین (ع) است. صاحب این سپاه (سفیانی) مرد پاک و پاکیزه و بیگناهی را از اولاد من در احجار الزیت به قتل می‌رساند».